الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

17

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

راجع به ولايت تكوينى و تشريعى نيز باب بحث و انكار را باز كرده ، و خوشبختانه يا متأسفانه ، بيشتر آنان كه در انكار آن مبالغه دارند ، معنى صحيح آن را درك نكرده و ندانسته و متعصّبانه و از راه لجاج و عناد انكار مىكنند ، چنان‌كه از معترضان و مخالفان آنها نيز بسيارى از ناحيه علم و آگاهى هم‌طراز آنها هستند . از اين جهت بسا مىشود كه سلب و ايجاب طرفين وارد بر دو موضوع شده و آنچه يك نفر اثبات و از آن دفاع مىنمايد ، غير آن چيزى است كه ديگرى انكار و ردّ كرده است و مفهوم ولايت تكوينى و ولايت تشريعى نزد كسى كه آن را ردّ مىكند ، مفهومى است كه اثبات كنندهء ولايت تكوينى و تشريعى هم آن را ردّ مىنمايند و در نظر اثبات كننده نيز مفهومى است كه ردّ كننده هم آن را اثبات مىكند و اگر طرفين بفهمند نفى و اثبات آنها در دو مورد است و به هم ارتباط ندارد ، مىفهمند كه نزاع آنها لفظى بوده و ناآگاهى و ترك تحقيق باعث آن شده است . پاسخ‌هايى پيرامون اين دو جمله داده شده است ؛ ولى به نظر مىرسد به طور كافى روشن كننده اين مطلب نيست و محلّ بحث را تعيين نمىكنند و موارد لفظى بودن اين بحث و موارد حقيقى بودن آن را آشكار نكرده‌اند . البته پاره‌اى هستند كه عامدانه و مغرضانه و مأمورانه ، راه خلاف را مىپويند و حتى ادعيه‌اى مثل " جوشن كبير " كه تمامش ذكر خدا و اسماء الحسنى و توحيد است و كتاب‌هايى مثل " الغدير " را خرافات مىگويند و ولايت تكوينى و تشريعى را بر هر معنى انكار مىكنند ، حتى از ابن تيميه‌ها و ابن قيّم‌ها و ابن حطان‌ها و نواصب ديگر هم در دشمنى با اهل بيت عليهم السلام پيش افتاده‌اند ؛ ولى بيشتر كسانى كه در ميدان اين مجادلات كشيده شده‌اند ، فريفته الفاظ گرديده‌اند كه اگر بفهمند منكران مأمور و مزدور چه قصدى داشته و چه حقايق مقدّس و ثابتى را انكار مىكنند ، از آنها بيزارى مىجويند .